|
بوی بهار پیچیده تو سکوت لحظه های تار
کوچ میکنن مرغای غم از صدای باد بهار
بازم میاد صدای نور /صدای پنجه های پاش
از لای ابرای سپید از لب حوضو ماهیاش
بازم میشه با سال نو /دل ها باهم اشتی کنن
غصه و اه و کینه رو غرق فراموشی کنن
بازم میشه فیروز پیر تو کوچه ها داد بزنه
با اون لباس قرمزش شادی رو فریاد بزنه
بازم میشه تنگ بلور /رویای بچه ها بشه
ماهی سرخ پولکی فرشته اونا بشه
چقدر پر از شادی میشد اگه پدر بزرگ تو عید
بازم سر سفره ما سین های هف سینو میچید
کاش نمیرف به اسمون واسم ستاره بچینه
تا شب عید مجبورکی منو از اونجا ببینه
سال نو مبارک |